تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

با شعر و دلنوشته اعجاز مي نمايي

**

با شعر  و دلنوشته  اعجاز مي نمايي      
وقتي که حس خود را ابراز مي نمايي  

در گوشه ي همايون با رقص هر دو پايت   
ماهور و اصفهان را شهناز مي نمايي  

چشمان دلربايت آتش به جانم افکند   
اي نور هر دو ديده طناز مي نمايي 

در کوچه ها بپيچد يکباره بوي زلفت  
در را به رويم اي گل تا باز مي نمايي  

 در انتهاي شبها چشمم که بر هم آيد
 بي پرده در خيالم پرواز مي نمايي  

روشن شود ز رويت شبهاي بي فروغم  
ما را به شور و شادي دمساز مي نمايي 

زاينده رود چشمم دائم روان بگردد 
يک لحظه تا سکوتي در ساز مي نمايي   

ديگر عسل ز شادي قلبم تپش بگيرد  
وقتي که خنده ها را آغاز مي نمايي  


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری - 13 , | بازديد : 256

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

گريه بکن اي قلم اشک تو درياي من  
 

**

گريه بکن اي قلم اشک تو درياي من  
خود سخني را بگو با گل زيباي من  

دائماً از آه دل در گذر لحظه ها  
رو به خدا مي رود شيون شبهاي من  

گر تو نگاهي کني در بغل بيستون  
مانده به هر صخره اي ناله و اواي من  

شاهدي از بي توئي بي دل و بي طاقتم  
لحظه‌اي از من مبر اي همه دنياي من  

آمده ام از ابد يکسره دنبال تو  
پاره شده کفشم و پينه زده پاي من  

سر به جنون مي زنم در همه شب تا مگر 
بستر خوابم شود سينه ي ليلاي من  

در همه جا گفته ام اي دل و جان غير تو 
کس نگشايد گره از دل پُر واي من  

رفته اي از پيشم و بي تو دگر اي عسل  
گریه شود بعد از این خنده ی بیجای من

 

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری - 13 , | بازديد : 326

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


وقتي ننشيني لحظاتي تو به پيشم

**

وقتي ننشيني لحظاتي تو به پيشم 
بيچاره تر از آه دل افسرده ي خويشم  

دانم لب ميگون تو و چشم سياهت  
دورم بکند يک شبه از مذهب و کيشم  

سر مي زنم از دلخوريم بر در و ديوار  
چون موج خروشانم و هر لحظه پريشم  

روزي که گرفتي به دو دستت چمدان را  
رفتي که نسازي پس از اين با کم و بيشم  

گفتي که به دنبال تو صد حرف و حديث است  
عمري ست که زخمي شده از طعنه و نيشم  

گفتا که دگر درد تو هم چاره ندارد 
راز دل خود را چو بگفتم به کشيشم  

زخمي تر از آنم که کنم ناله و آهي  
اي واي عسل بر من و بر اين دل ريشم  


 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1393/07  
  

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری - 13 , | بازديد : 295

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

تو باشي مظهر و الگوي شعرم

**
تو باشي مظهر و الگوي شعرم 
کجايي اي غزلبانوي شعرم  

بيا اي نازنين با ناز و خنده  
به شادي پا بنه بر روي شعرم  

زماني شعر من زيباتر آيد
که بنشيني تو بر زانوي شعرم 

چو از سر دربياري روسري را  
بسي خوش تر بيايد بوي شعرم 

نمي دانم ، ولي وقتي برقصي  
پريشان مي شود گيسوي شعرم  

هزاران واژه را خوشبو نمايي 
بخوابي گر شبي پهلوي شعرم    

چه مي گردد که گاهي با نگاهي
بکاري غنچه اي در جوي شعرم  

عسل بانو منم تنهاي تنها 
بيا يک لحظه در پستوي شعرم 

 

 

علي قيصري
 
http://asalpoem.blogfa.com/1393/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری - 13 , | بازديد : 337

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

شعله ي عشق تو افتاده به عمق قفسم

**
شعله ي عشق تو افتاده به عمق قفسم  
نيستي پيشم و هر لحظه بگيرد نفسم  

بگذر همچو نسيمي که در اين ثانيه ها    
هوس روي تو دارم نه که اهل هوسم  

گر به عمري بنشيند لب من روي لبت  
نشود لحظه به لحظه لذت بوسه بسم

آن زماني که نبودي شدم از شاخه جدا 
برگِ پژمرده و افتاده ي بعد از هرسم  

دردها دارم و دائم همه ي ثانيه ها    
آرزو مي کنم از دل به وصالت برسم  

غم هر ساله کمر بسته به نابودي من 
بوته ي خشکم و در دست کوير طبسم 

ساعتي فاصله را کم بنما اي همه ام  
غير تو کس نشود ثانيه اي جاي کسم  

فرصت زندگي و لحظه ي آغاز من است 
اي عسل گر بگذاري تو نفس در نفسم 

 

 

 علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری - 13 , | بازديد : 267

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

از هراس کودکان در جنگ و ویرانی بگو

**
ﺍﺯ ﻫﺮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻭﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮ
ﺍﺯ ﺩﻓـــﺎﻉ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺷﻬﺮِ ﮐــﻮﺑﺎﻧﯽ ﺑﮕﻮ

ﺑﺮ ﻣﻼ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺯﺷﺖ ﺳﺘﻢ
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻭﺣﺸﯽ ﻧﮕﻮ ﺍﺯ ﺩﺍﻋﺶ ﺟﺎﻧﯽ ﺑﮕﻮ

ﯾﺎﻏﯽ ﺁﺩﻡ ﻧﻤــﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻬـــﺎﻥ ﺭﺳﻮﺍ ﻧﻤﺎ
ﺍﺯ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﺟﻨﮕﯽ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺑﮕــﻮ

ﺑﻮی  ﻧﺎﻣﺮﺩی ﺩﺭون ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮ

ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﺶ ﺧﻮﻥ ﺑﺒﺎﺭ ﺍﯼ چشم ﻣﻦ
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﻭﺿﻊ ﺑﺤﺮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮ  

ای دو صد لعنت به استکبار و همراهان او  
آخر از نیرنگ و از افکار شیطانی بگو  

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری - 13 , | بازديد : 336

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من

**
لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من  
حرف هایی با تو دارم ای غزل بانوی من

ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫـﯽ ﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺵ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ  

لحظه ای گر با تو باشم بوی گل گیرد تنم   
کی خیالت را فرستی در شبی پهلوی من  

من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت
لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من

نوجوانی رفت و آثار کهنسالی بجاست  
شکوه ها دارد ز عمرم رعشه ی زانوی من  

دایما از عشق رویت روی دریا یک نفس  
 لحظه ها را می شکافد قایق و پاروی من

ای عسل با عشق و یکرنگی در آغوشم بیا  
تا به دورت حلقه گردد هر دوتا بازوی من  

 

 

علی قیصری

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 250

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

تازگي ها وزن شعرم روي اسلوبي که نيست

**
تازگي ها وزن شعرم روي اسلوبي که نيست
واژه هايم گم شده در شعر مکتوبي که نيست

فارغ از انواع درد و لحظه هاي پر تنش
حاجتم افتاده بر ليوان مشروبي که نيست

از خدا خواهم همين فردا وزان گردد نسيم  
تا که بردارد حجاب از روي محجوبي که نيست 

برگ برگ دفترم يکباره پاييزي شده
در تمام فصل شعرم بيت مرغوبي که نيست  

ديگر از بانوي شعرم شکوه کمتر مي کنم
جان و دل را کرده ام تقديم آن خوبي که نيست  

يوسف مصري که عشق آشيان دارد هنوز  
مي فرستد پيرهن را سوي يعقوبي که نيست  

اي عسل از وضع فعلي پر توقع گشته ام  
انتظارم مي رود از وضع مطلوبي که نيست  

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1393/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 335

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

عشق آمد و در بين دو دلداده رقم خورد

**
عشق آمد و در بين دو دلداده رقم خورد  
افسوس که آن رابطه هم زود بهم خورد 

دردي که چنين مانده به دل چاره ندارد
عهدش بشکست آن که صميمانه قسم خورد  

آن لحظه که در دفتر مــــن پا بنهـــاده
با بودن او شعر و غزل غصه ي کم خورد

 آن قــــــدر زدم از غم دل بر در و ديوار  
تا نام مـــــن از دفتر معشوقه قلم خورد 

شايد اثر ضربه ي شلاق زمان بود 
آن لرزه و پس لرزه که بر گرده ي بم خورد   

در بحث و جدل فلسفه از چشم تو مي گفت  
سقراط ولي مست و پريشان شد و سم خورد  

در هم شکند نيمه ي شب اسکله ها را 
موجي که حريفانه به بازوي بلم خورد   

بي وقفه کنم شکوه عسل فصل خزان را  
تيري به دلم عاقبت از دست ستم خورد  


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 323

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

با نگاهی عاشقانه دلربایی کرد و رفت

 

**
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻟـــــﺮﺑﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ طلوع ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭفت

ﻗــﻠﺒﻢ ﺍﺯ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺣﺮﻓﺶ ﺩﺭ ﺗﭙﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ بود 
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ژرفای ﺩﻝ ﺭﺍ ﻧﺎﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ 

ناله ام دیگر ندارد در دل سنگش اثر  
در کمال سادگی بی اعتنایی کرد و رفت  

آخر آن مـــه روی زیبا غرق نورم کرده بود  
لحظه ای بر دیدگانم روشنایی کرد و رفت  

دیده را تا کی بدوزم زیر سقف آسمان  
در غروب بی کسی ها بی وفایی کرد و رفت  

شب هجوم آورده بر من بارها با رفتنش  
لشکر غم را به سویم رهنمایی کرد و رفت 

تار و پود هستی ام در رنگ تنهایی نشست  
بیدلی را در سرشت من نهایی کرد و رفت 

از منِ شیدا عسل روز ازل دل برده بود
امشبم تنها رها در بینوایی کرد و رفت  

 

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 286

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


اي کاش چو پرونده ي مفقود نبودم

**
اي کاش چو پرونده ي مفقود نبودم 
در دايره ها بسته و مسدود نبودم  

عمري دل افسرده ي من منبع غم بود  
آنکس که به يک لحظه بياسود نبودم 

روزي که جوان بودم و دل در هيجان بود  
دور از شرر آتش بي دود نبودم  

چون رود زلالي که شود جاري و ساري  
در دشت و دمن آب گل آلود نبودم  

افسوس که او با من دلداده نسازد 
من قابل آن کعبه ي مقصود نبودم  

گفتم که ز باغش بکنم سيب درشتي  
آخر خبر از آنچه که فرمود نبودم  

آري هيجانات اميدم رود از دست  
گر منتظر لحظه ي موعود نبودم  

دل دائما از عشق عسل پر ز هوس بود  
 آن روز که در  ميکده محدود نبودم 

 

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 233

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یک شعر روان با قلم بیک نوشتی

**

ﯾﮏ ﺷﻌﺮ ﺭﻭﺍﻥ ﺑﺎ ﻗﻠــــﻢ ﺑﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ
ﺑﻪ ﺑﻪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻏﺰﻟﯽ ﺷﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻋﻤﺪﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﺩﺭ ﺷﺐِ ﺗﺎﺭﯾـــــﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﺮ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﺑﺎ ﺧـــﻮﻥ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺎﮊﯾﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻟﺒﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑــﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﺑﻮﺩ
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳــﺮﺧﯽ ﻣﺎﺗﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺩﺭ ﭘﺴﺖ ﻣﺪﺭﻧﯿﺘﻪ ﻣﮕﺮ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ
ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻠــــــﻢ ﺭﺑﺎﺗﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺑﺮﺩﯼ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﺬﻫﺐ ﻣﻦ ﺭﺍ
ﺁﺧــــــﺮ ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻻﺋﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﮐﻨﺪ ﻋﺸﻮﻩ ﺑﺴﯽ ﭘﺎﯼ ﭘﯿﺎﻧﻮ
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩﺍﺵ ﺍﺯ ﺣﺲ ﺭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﻧــﻮﺷﺘﯽ

ﻣٌﻬﺮﯼ ﺯ ﺳﺮ ﻣﻬﺮ ﺯﺩﯼ ﺑــــﺮ ﺩﺭِ ﭘﺎﮐﺖ
ﺩﺭ ﻧﺎﻣــﻪ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﮔﻔﺘﻢ ﻧﺸﻮﺩ ﻏﻨﭽﻪ ﯼ ﮔﻞ ﺩﺭ ﺑﺮﺕ ﻋﺮﯾﺎﻥ
ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻋﺴﻞ ﺷﻌــﺮ ﺍﺭﻭﺗﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 302

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

خوشحالم آز آن لحظه که در پيش تو باشم

**


خوشحالم از آن لحظه که در پيش تو باشم  
اي کاش نگارا که شبي خويش تو باشم  

بگذار که در مکتب معشوقه پرستي
ديوانه ترين واله ي دل ريش تو باشم  

خوب است که در وادي غمها بپسندي 
تن پاره و زخمي شده از نيش تو باشم  

کارم سر بازار وفا دربدري بود  
در کوچه ي عرفانم و درويش تو باشم  

در هر سه جهت راه مرا بسته اي اي عشق  
هم ماتم و هم پاتم و هم کيش تو باشم  

اي حضرت جانانه نه يک روز و دو روز است  
عمري ست که همواره هم انديش تو باشم  

هر لحظه زواياي وجودم شود آتش  
روزي که عسل باعث تشويش تو باشم 

 


 علي قيصري

 http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 311

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

اي گل تو ز من دوري و ديدن نتوانم

**
اي گل تو ز من دوري و ديدن نتوانم  
گلبوسه اي از روي تو چيدن نتوانم  

گنجشک دلم در پي انگور و تمشک است  
لبهاي تو سرخ است و مکيدن نتوانم  

بايد به عصا تکيه کنم تا که به ايستم  
دستي سرِ زلف تو کشيدن نتوانم

چون باد گريزانم و در پوست نگنجم  
در دايره ي بسته وزيدن نتوانم 

اي عشق تو در عمق دلم ضامن احساس 
 ديگر نفسي از تو بُريدن نتوانم  

در چشم قشنگ تو نگاهي نگذارند
طنازي و من ناز خريدن نتوانم  

بيچاره ترينم عسل از دست حوادث  
بي بالم و يک لحظه پريدن نتوانم  

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/05

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 251

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

خم ابروي تو زيباست خدا مي داند

**

خم ابروي تو زيباست خدا مي داند  
چشم من محو تماشاست خدا مي داند  

مي کنم عاقبت از گوشه ي چشم تو سقوط
خطر سانحه بالاست خدا مي داند  

متلاشي تر از آنم که شوم همچو حباب  
وحشت از وسعت درياست خدا مي داند  

گفته بودي که به ديدار تو آيم شب تار 
ديدن روي تو روياست خدا مي داند  

آن که در بي خبري ساده گرفتار تو شد  
عاشقي بي کس و تنهاست خدا مي داند  

تپش قلب من و زمزمه هاي تو  يکي ست   
اين هم از راز معماست خدا مي داند  

نتواني که نتابي به من از فاصله ها  
جلوه ي روي تو پيداست خدا مي داند  

شمع رويت به پر نازکم آتش زده است
عيب پروانه ز پرواست خدا مي داند  

اي عسل پر بکن از مهر و وفا فاصله را   
عشق ما ورد زبانهاست خدا مي داند

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/05

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 238

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 17 صفحه بعد

ابزار هدایت به بالای صفحه