تبلیغات اینترنتیclose
اشعار،غزلیات علی قیصری -2
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آرزوئي که به دل ماند و منش مي ديدم

**


آرزوئي که به دل ماند و مَنش مي ديدم
ميوه اي بود که در باغ تَنش مي ديدم

مه مهتاب تني بود که در تور لطيف
طرحي از طرفه ي در پيرهنش مي ديدم

پشت پرچين خيال آن طرف خاطره ها
دو سبد سيب لطيف از بدنش مي ديدم

آن زماني که ز دل زل زده بودم به افق
جلوه اي از رخ پرتو فکنش مي ديدم

تو شکوفا ز رخ و ظاهر او بودي و من
موجي از زلف شکن در شکنش مي ديدم

به سراپاي وجودش ذره اي عيب نبود
صنمي بود و چو سرو چمنش مي ديدم

آنقدر چشم و لبش ناز و فريبا شده بود
که تو گويي چو دّري در عدنش مي ديدم

شايد آن جلوه عسل بود که آن سوي حصار
چو گلي غنچه لب وخوش دهنش مي ديدم

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 211

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

همواره اگر در بر من ساغر و مي بود
**

 
همواره اگر در بر من ساغر و  مي  بود
اين راه نپيموده شبي يکسره طي بود

روزي که درختم بشکست از در سازش
بر روي تنم آتشي از سوزش دي بود

بر کش ز گلويت غم دل را که به شيون
در سوگ سياوش همه شب ناله ي ني بود

باور مکن از زاهد سالوس ستمگر
کاين بار مذلت همه از جانب وي بود

ايمن نبود کاخ شه از باد حوادث
وآن تاج زمرد که ضمانش سر کي بود

گفتم به صبا نافه ي خوش را ز که داري
گفتا که گلي در ره ما غرقه ي خوي بود 

در خلوت صوفي سحر از جلوه ي ساقي
بر جام تجلي ز ازل جرعه ي مي بود

از روز ازل گفتم و گويم که در اين راز
اکسير غم عشق عسل در رگ و پي بود
 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 78

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

هم چو تاريخي که امروز از ملل جا مانده است

**

 

هم چو تاريخي که امروز از ملل جا مانده است
آرزوهاي زيادي در بغل جا مانده است

کوچه هاي کودکي را مي کنم وقتي نگاه
شيطنتهاي درون درآن محل جا مانده است

در پس قنديل غم از فصل سرما ديده ام
رد پايي را که از جهل اجل جا مانده است

اي صبا مگذر شبي از کوچه ي معشوقه ام
از من آنجا درهوايش صدغزل جا مانده است

بسکه عمري بر خلاف موج دريا رانده ام
بادباني پاره پاره بر دکل جا مانده است

عرصه ها را بسته مي بينم ز مکر اتفاق
در فضاي حادثه اصل از بدل جا مانده است

من که دارم درغزل طبعي شکر گون بر لبم
طعم شيريني ز لبهاي عسل جا مانده است

 

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 77

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


دوش از سراي بلبل بانگ مکرر آمد

**
دوش از سراي بلبل بانگ مکرر آمد
کز رفتن زمستان فرصت ميسر آمد

هان اي گزيده خلوت از خواب غم بپرهيز
کز روي گل نسيمي بر ما مقدر آمد

خندان لبش ببينم محبوب مه کلاه را
 بهر مهار ظلمت ماه منور آمد

از چشم آن فسونگر ديگر رها نگردي
بهر شکاردلها شاهين شهپر آمد

تندي کند به منبر زاهد ز ناتواني
از روي بغض و کينه بازم مکدر آمد

آنکس که ما ز هجرش در غم نشسته بوديم
از بهر رفع غمها وقت مقرر آمد

 در سايه ي بلندش همواره بندگي کن
کان سرو پروريده خود بنده پرور آمد

شاه بيتي ازغزل را بهر عسل سرودم
زيرا سحر نسيمي از زلف دلبر آمد

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 78

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

به همان گونه که با اهل محل خواهم ساخت

**


به همان گونه که با اهل محل خواهم ساخت
با لبت بوسه اي از جنس غزل خواهم ساخت

هر کجا بينم اگرغنچه گلي شبه تو را
غزل تازه تري روي بدل خواهم ساخت

 چشم شب را بدرانم ز پي ديدن تو
ديده را تا به سحر وصل زحل خواهم ساخت

تن خود را بسپارم چو به دستان طبيب
بي غم ضايعه در زير عمل خواهم ساخت

منزلم سست و خراب آمده از زلزله ها
من آواره مکان زير گسل خواهم ساخت

هر زماني که بگيرم به بغل عکس تو را
با لبان شکرين توعسل خواهم ساخت

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آنکه را جا داده بودم در زواياي دلم
** 
 
آنکه را جا داده بودم در زواياي دلم
لطف او هرگز نمي گردد خدايا شاملم

روز و شبها ديدگانم بر در دروازه است
شايد او سهوا بيايد لحظه اي در منزلم

سالها بودم به گرد عارضش پروانه اي
گر چه دانستم ز اول بر مداري باطلم

هر زماني گفتم اي جان جلوه کن بر حال من
ماضي و مستقبل آمد جاي فعل و فاعلم

ساقيا از آب آتشگون بگردان چاره اي
زآنکه با جام هلالي حل نگردد مشکلم

با نگاهي سرنگونم کرد و در درياي غم
لاجرم با درد و غصه رهسپار ساحلم

اي عسل با ناز و عشوه روي خاکم پا بنه
تا به جاي خار هجران گل برويد از گلم

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 64

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ديدي آخر به شبي محرم رازم نشدي

**


ديدي آخر تو شبي محرم رازم نشدي
خبر از درد من و سوز و گدازم نشدي

سالها با دلِ پر غم سرِ شب تا به سحر
ضربه بر دف زدم و نغمه ي سازم نشدي

قبله گاه دلِ من مرکز ابروي تو بود
جلوه ي معجزه در حين نمازم نشدي

رخ گرفتي ز من و رو بنمودي به صبا
آخر اي شاخه ي گل غنچه ي نازم نشدي

چو گياهي بفسردم به زمين برهوت
ابرِ بارانيِ صحرايِ نيازم نشدي

هر چه از راز درون گفتم و از دردِ هوس
مرهمي روي دل وسوسه بازم نشدي

ديده بودي تو عسل بي کس و تنها شده ام
لحظه اي مونس شبهاي درازم نشدي

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 49

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


در اين شب بي انتها آرام جانم آرزوست

**


در اين شبِ بي انتها آرامِ جانم آرزوست
آن مه رخِ شيرين لبِ ابرو کمانم آرزوست

در باغ گلها سر زده چندين رخ اندر حجاب
آن غنچه ي خوش صورتِ بي باغبانم آرزوست

بستان و باغِ شهر ما جاي هزاران گل بوَد
بين هزاران غنچه گل آن پرنيانم آرزوست

کلک خيالم پر شده از جوهر معناي دل
صدها غزل از عشق او در داستانم آرزوست

محفل نشيني خوش بود با ساحر صاحب قلم
خلوت گزيدن تا سحر با عارفانم آرزوست

عمرم به شبها شد تلف در نينواي چنگ و دف
آهنگ شعر خوشتري در هر بيانم آرزوست

از شيخ شهر و قاضي و زهد و ريا گشتم ملول
دوران جمشيد جم و عهد کيانم آرزوست

 در گردش کون و مکان کشفم نشد اسرار غيب
سير و سلوکي بهر دل در لامکانم آرزوست

ساقي ز من دل مي برد از باده ي در
جام شراب بيغشي از دلستانم آرزوست

آيد غزالي خوش عذار گاهي به سوي لاله زار
بهر شکارش در کمين تير و کمانم آرزوست

آب و هواي گچگران لطفي ندارد بي عسل
بوي نسيمي در سحر از ملک جانم ارزوست

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/09

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 124

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز
** 


اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز
 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز

 با نازِ نگاهت به جهان مي زني آتش
 با عشوه گري ره بزن از لشکر چنگيز

 آن لحظه که در آينه ها رخ بنمايي
 بر شاخه ي گل نغمه کند مرغ سحرخيز

 در فصل خزان پرده بکش پنجره ها را
 تا خانه خرابم نکند سردي پاييز

 چشمم که طلوع رخ زيباي تو را ديد
 از جذبه ي روي تو شدم ذره ي ناچيز

 اي مرغ دلم پر بزن از قونيه تا بلخ
 گو شمس من آيد دگر از خطه ي تبريز

گنجشکِ گرفتارم و در هول و هراسم
 برگرد و رهايم بکن از درد غم انگيز

 روزي که تو در کوچه ي ما پا بگذاري
 پرهيز کن از دشمن و با دوست بياميز

 بر شانه بيفشان عسل آن زلف سيه را
 تا جان و دلم پر شود از بوي دلاويز

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/09

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 133

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


با طلوعي دگر اعجاز نمايي يا نه ؟

**
با طلوعي دگر اعجاز نمايي يا نه ؟
 گره بغض مرا باز نمايي يا نه ؟

 به هواداري تو ساز من ايدوست شکست
 چنگ بي زمزمه را ساز نمايي يا نه ؟

صاحبي نيست که ثابت کند احوال مرا
تو نشاني ز من احراز نمايي يا نه ؟

 صبح فردا که درآيي به سحر چلچله وار
 بي شک و شائبه پرواز نمايي يا نه ؟

 جذبه ي عشق تو ما را به تماشا بکشاند
همدلي را به من ابراز نمايي يا نه ؟

 چو ز دروازه ي قرآن به تامل گذري
 ديدن از جلگه ي شيراز نمايي يا نه ؟

 اي که روشن ز تو شد دامن آفاق سکوت
 عاقبت آگهم از راز نمايي يا نه ؟

 ديگر از در بدريها به غم آلوده شدم
 سوي منزل سفر آغاز نمايي يا نه ؟

آن زماني که به يک نغمه همآوا بشويم
 همچو مرغ سحر آواز نمايي يا نه ؟

 پيچک سبزم و پيچم بر و بالاي تو را
اي عسل در بغلم ناز نمايي يا نه ؟ 

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 60

صفحه قبل 1 صفحه بعد

ابزار هدایت به بالای صفحه