تبلیغات اینترنتیclose
اشعار،غزلیات علی قیصری -4
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دارد بگوشم زمزمه آهنگي از ساز شما

**

دارد به گوشم زمزمه آهنگي از سازِ شما
در نغمه غوغا مي کند انگشتِ اعجازِ شما

دوش از نواي زير و بم فارغ شدم از بارِ غم
بايد بگردم معترف از کارِ ممتازِ شما

در اين شبِ بي انتها بي خودتر از پيشم نما
تا گردم از خود بي خبر با بانگِ آوازِ شما

گاهي ز روي دلبري وا کن گره از روسري
تا واژه بارانم کند زلفِ غزل سازِ شما

آن شب ز ماه فرودين حرف از گل و بلبل زدي
گفتي که مهمان مي شوم در شهرِ شيرازِ شما

اي شهره ي باغ برين ترکم مفرما بعد ازين
من زندگاني کرده ام از بدو آغازِ شما

آبي که گردد آسمان من هم کبوتر مي شوم
تا بيکرانم مي برد چشم پر از رازِ شما

محشر بپا کردي عسل با آن نگاه نافذت
جانا قيامت ميکند آهِ من و ناز شما

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1392/03

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 74

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


در بر ِ آرامِ جانم بستر خوابم دهيد

**

در بر ِ آرامِ جانم بستر خوابم دهيد
جاي وي را در ميانِ چشم پر آبم دهيد

ديده ام آزرده گرديداز سياهيهاي  شب
آسماني پر ستاره پيش مهتابم دهيد

يا براي ديدنش در قعر دريايم بريد
يا نشاني از شکوه دّر نايابم دهيد

در کوير خشک و سوزان خسته اي لب تشنه ام
تا که دارم نيمه جاني جرعه اي آبم دهيد

مي خورم از درد عشقش تا سحرگه پيچ و تاب
اي طبيبان هر سه وعده قرص اعصابم دهيد

قامتم شد چون کماني  از خم ابروي يار
مي رود جانم ز تن جا زير محرابم دهيد

چون برآرم سر چو دانه در نهايت از زمين
همچو پيچک دور اندام عسل تابم دهيد

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1392/02

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 88

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

آرزو دارم که با لالايي ات خوابم کني

 

**

آرزو دارم که با لالايي ات خوابم کني
گاهي ازفانوس رويت غرق مهتابم کني

گفته بودم خنده هايت مي برد از دل قرار
عشوه مي کردي ز چشمانت که بي تابم کني

قطره قطره اشک شوق از ديدگانم مي چکد
خنده کن اي گل که  با گلخنده شادابم کني

دست و پايم از خجالت پيش تو گم مي شود
گر نگاهي روبرو بر عکس در قابم کني

از خدا خواهم مسيحا گونه بر من بگذري
چاره اي ديگر براي درد اعصابم کني

دانه ي بي ريشه اي بودم بدور ازآفتاب
 گوشه ي باغ تو روييدم که سيرابم کني

مرهم درمان دردم درلب لعل تو بود
نوش دارويم نمي دادي که سهرابم کني

همچو آهوي هرسان مي کني از من فرار
درّه  را طي  مي کني کز صخره پرتابم کني

دين و دل را اي عسل آخر ز عشقت مي دهم
کي خمار از چشم مست و باده ي نابم کني؟

 

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1392/02

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 229

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

منتظر بودم بيايي سوي دامم اي عزيز
 

** 
منتظر بودم بيايي سوي دامم اي عزيز
تا بگردي در بغل آهوي رامم اي عزيز

رو به روي ديدگانم جوخه ي آتش به پاست
بوي غم دارد فضاي صبح و شامم اي عزيز

خاک دنيا را قيامت جمله بر سر مي کنم
گر نگيري از رقيبان انتقامم اي عزيز

گفته بودي در غزل گاهي ز من نامي مبر
شاه بيت شعرهايم را چه نامم اي عزيز
 
تازه فهميدم که از مهر تو عاشق گشته ام
بي تو چون مصراع شعري ناتمامم اي عزيز

باده ي شوقم ز شيدايي بلا گردان شود
زهر اگر آغشته بنمايي به جامم اي عزيز

خيره گرديدم به مستي بر لب و چشمان تو
تا بفرمايي جوابي بر سلامم اي عزيز

شاهدي کز درد عشقت دارم از کف مي روم
يا که درمانم بکن يا کن تمامم اي عزيز

گر نمي دادي به پيغامم جواب از روي مهر
واژه ها گم گشته بودند از کلامم اي عزيز

عاقبت از بيقراري در بدر دنبال تو
خاک عالم طي شود در زير گامم اي عزيز

اي عسل آب حياتم در لب شيرين توست
آرزو دارم بر آيد از تو کامم اي عزيز

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1392/02

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 116

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

هر زماني که بسوي دل من رو کردي

**

هر زماني که بسوي دل من رو کردي
قامتم را چو کمان از خم ابرو کردي

آنچه در عشق تو شد موجب آشفتگيم
پيچ و تابي ست که بر سلسله گيسو کردي

يادم آيد که زماني تو نشستي به چمن
بستر خاطره را خّرم و خوشبو کردي

زدي آتش به سراپاي من از چشم خمار
تا نگاهي به من از نرگس جادو کردي

هوشم از سر بپراندي شبي از جلوه گري
دامن وسوسه را تا سر زانو کردي

عنبر و نافه ي خوشبو ز سر زلف تو بود
هم نشيني هم اگر با گل شب بو کردي

همچو باران بهاري که ببارد به کوير
در دل پر عطشم ريشه به هر سو کردي

هرگز آن صحنه ي فرخنده ز يادم نرود
که تو در حاشيه با پيچک خودرو کردي

گفته بودي نکنم شکوه ز تو پيش کسي
مگر اي دل چه بگفتم که هياهو کردي

ز بهاري که عسل پا بنهادي به حيات
بلبلان را ز رخت مست و غزلگو کردي

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1392/01

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 56

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


آن ترک پريچهره که چون پنجه يِ هور است

**

آن ترک پريچهره که چون پنجه يِ هور است
بر روي لبش شربتي از آبِ طهور است

سروي که برافراشته چنين از قد و بالا
شبنم ز گلستان وجودش به وفور است

گر چهره گشايد شبي آن شمع دل افروز
بر گرد رخش هاله اي از پرتو نور است

تبليغ مکرر نکنم ز آن بت چيني
چون جسم پري پيکرش از جنسِ بلور است

چون بلبل مستي که کند نغمه سرايي
اوقات خوشم در بر گل وقت حضور است

  ديگر مکنيد عيب منِ  بيدل حيران
دل در هوس لعل لبش عينِ تنور است

در باغ پر از گل به ره لاله و سنبل
بلبل به غزلخواني و قمري به سرور است

زاهد دهد از فهم کجش حکم به تکفير
نفي سخنش کن که همه روي غرور است

گفتم شبي اي مايه ي جان مونس من باش
گفتا عجبم از تو که پايت لب گور است

روزي که رقيبم ز رخ و چشم و لبش گفت
گفتم حفظ اللهِ عسل چشم تو شور است

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1392/01

 


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 67

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

اي فلک دور از حريم کوي يارم کرده اي

**
 
اي فلک دور از حريم کوي يارم کرده اي
با دغلکاري اسير روزگارم کرده اي

روي سرمستي سر سازش نداري با کسي
سيل غمها را روان بر جويبارم کرده اي

در جواني شد گريزان شور و شادي از دلم
ناتواني عاجز و زار و نزارم کرده اي

تا به کي بايد بگيرم در بغل زانوي غم
سالها بر مرگ سنبل سوگوارم کرده اي

بيدلي بودم به دنبالِ دل و دلبر روان
کوچه گردي در دلِِ شبهاي تارم کرده اي

زين زمان ديگر ندارد اعتنايي کس به من
بين مردم در جهان بي اعتبارم کرده اي

چون کمان شد قامتم همواره از يوغ ستم
حلقه ي زنجير غم را گوشوارم کرده اي

 بويي از زلف عسل آخر نيامد سوي من
در طلوع فرودين دور از بهارم کرده اي

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1392/01

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 103

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در غم عشق تو گريان و غمينم چکنم
 

**
در غم عشق تو گريان و غمينم چکنم
سر شب تا به سحر زار و حزينم چکنم

ايدل از درد گران جان بسلامت نبرم
زنهان تير غمت کرده کمينم چکنم

گفته بودي ز پي ات ناله و زاري نکنم
بي تو اي خلوتي ِ پرده نشينم چکنم

با نگاهي به رخت عاشق و دلبسته شدم
در بر رويت اگر خوش ننشينم چکنم

از ازل تا به ابد کار ِتو غارتگري است
مي برد چشم سياهت دل و دينم چکنم

سحر از بوي تو مستي بکند باد صبا
آخر اي غنچه لب خلد برينم چکنم

ترک منزل مکن اي لاله رخ ِ آينه رو
نشوي گر تو شبي نقش نگينم چکنم

آسمان تيره و تار است و پر از گرد و غبار
جلوه  شبها ننمايي به ز مينم چکنم

بسر آمد عسل آن صبر و شکيبايي من
اگر از روي لبت بوسه نچينم چکنم

 


 علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1392/01

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 76

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


عشقش از هر روز ديگر بيشتر

**

 

عشقش از هر روز ديگر بيشتر
مي زند در بند جانم نيشتر

هر کسي دارد به دل انديشه اي
در وصالش من خيال انديشتر

دين و دل را مي برد با يک نگاه
آن چنان کز خود شوم بي خويشتر

گفتم آخر مي رود از خاطرم 
دل ز اندوهش به فردا ريشتر

دست رد دلبر زند بر سينه ام
گر گذارم پا به سويش پيشتر

مهره اي بودم که در شطرنج عشق
رو به روي رخ بگشتم کيشتر

با که گويم دل ببرد از من عسل
او ز پيش من پي اش درويشتر

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/12


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 81

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

همچو رودي که رود جانب سرمنزل خويش

**

همچو رودي که رود جانب سرمنزل خويش
طي کنم فاصله ها را که بيابم دل خويش

روم از راه و مسيري که به دريا برسم
مگر آنجا به کف آرم صدف از ساحل خويش

آرزو مي کنم از نو که شکوفا بشوم
بذري از دانه ي گل را بزنم در گل خويش

کجرويهاي من ايدل ز پي عشق کسي ست
که سحرجلوه گري کرد و شدم غافل خويش

دگر اي حور بهشتي ز افق رخ بنما
کن منور دل ما را ز مه کامل خويش

اي که گيسوي تو شد شکل پريشاني من
بگشا رخ که گشايم گره از مشکل خويش

هر شب از درد دلم گويم و از سوز درون
تا مگر لطف عسل را بکنم شامل خويش

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/12

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 56

صفحه قبل 1 صفحه بعد

ابزار هدایت به بالای صفحه