تبلیغات اینترنتیclose
اشعار،غزلیات علی قیصری -7
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آمده ام ز بیکران تا به دل تو راه کنم...

**

 

آمده ام ز بیکران تا به دل تــــــو راه کنم
لحظه به لحظه را شبی در بغلت گناه کنم

لب بگــذارم ز هوس روی لــبت نفس نفس
نامــــــه ی اعمال تو را با عملم سیاه کنم

بسکه تلنگر زده ام شیشه ی بر پنجـــره را
به پرده زنبق زده ای تا که من اشتباه کنم

آینه را کــدر کند جلـوه ی لبخند ژکـــــوند
نقش رخ آینــــه را با رخ تو چو مــاه کنــم

یا که درین حال و هوا پا بنه بر مصر وجود
یا بِگذار به جای تو خانه به عمق چاه کـــنم

لحظه به لحظه ای عسل از دل و جانم آرزوست
آخرتم را به شبی به عشق تو تباه کنم

 


علی قیصری....

http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 92

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


با آنکه شکر عامل بيماري قند است

**

با آنکه شکر عامل بيماري قند است
در باغ لبت ساغري از بوسه به چند است

در منـظره ها روي تو اي برگ شقـايق
همواره به زيبايي گلــهاي هلند است

محصـــول مــزارع ز کــنارت همه خشکيد
گويا که دل سد کرج پيش تو بنـــد است

حاضر نشوي غنچه اي از باغ تو چينــــم
زيبايي تو سهم درختان بلنــــد است

از شهر و وطن دل کنم و ســـوي تو آيم
دانم که لبت مرهم دلـــــهاي نژند است

در کوچه نشينند و بگويند که بهـــــرام
دل داده و در بند غزالي به کــــمند است

نازم که جوانان همه از سيب تو گــويند
از بس هوس آلوده و مردانه پسند است

خواهـــم ز خـــدا تا تنت آسيب نبيند
دور از تو بـگردد همه جا هر چه گزند است

شايد که عــسل لحظه به لحظه نشنيدي
فـــــرياد مرا در دل شبها که بلـــند است

 

 

علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


پيش از آني که نشينم نفسي در برشان.......

**

پيش از آني که. نشينم نفسي در برشان
سبدي غنچه بچيـــدم چو گل منظرشان

تا بداند که ز سرشاري و مستي شده ام
عاشق چشم و لب و زلف پر از عنبرشان

به گمانم که دگر پنجره اي وا نشود  
که به يک لحظه ببينم تن مه پيکرشان

حرف ناگفته به دل دارم و راهم ندهند
که بگويم همه را يک شبه در محضرشان

يارب از روي تدّبر تو دري را بگشــــا
تا که مستم کند از باده ي در ساغرشان

گلي از باغ بهشت است و گمانم که خدا
کرده با دست خودش از همه زيباترشان

ترسم آخر همه را مست و هوايي بکند
بوي زلف عسل و روسري بر سرشان

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

حرف ها دارم و از حرف شما مي ترسم...

**

حرف ها دارم و از حرف شما مي ترسم
سر هر بحث و کلامي به خدا مي ترسم

لحظه ها گشته فنا در جهت عقربه ها
روزها از گذر ثانيه ها مي ترسم  

نتوانم که شبي بگذرم از کوچه ي تو  
آخر از طعنه ي هر بي سر و پا مي ترسم
 
سر شب دلهره اي دارم از آواي سکوت
که چو پروانه از آهنگ صدا مي ترسم

گفته بودم تک و تنها نروي سوي خزر
آخر از موج خروشان و شنا مي ترسم

ترسم اي گل که نسيمي ببرد روسري ات
بارها گفته ام از باد صبا مي ترسم

اي عسل بهر خدا چاره ي دردم بنما
که من از دکتر و انواع دوا مي ترسم

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 104

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

محو چشمت شدم آن شب که شما را ديدم

 

**

محو چشمت شدم آن شب که شما را ديدم
شدم آتش ز سراپا و ز هم پاشيدم

هر زماني که لب از روي لبت وا کردي
غزل تازه تري از سخنت فهميدم

آن قدر خيره شدم بر رخ پر جاذبه ات
تا که از تير نگاه تو به خون غلطيدم

هم چو برگي که بيفتاده ز بالاي درخت
بي هدف گشته و در سايه ي خود پوسيدم

سر به صحرا بنهادم سر بي مهري تو
عاقبت در وسط دشت بلا تفتيدم

اي عسل تا که بديدم رخ زيباي تو را
ذره اي گشتم و بر گرد شما چرخيدم

 

 

علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 61

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

ﺁﺧــــﺮ از فاصله ها فصل غم انگیز رسید

**


ﺁﺧــــﺮ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﻓﺼﻞِ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺭﺳﯿﺪ
ﺩﺭﺩ ﻭ ﻏـــﻢ ﺧﯿﻤﻪ ﺯﺩ ﻭ ﻧﻮﺑﺖ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺳﯿﺪ

کو، کجا ﺟـﺎﯼ ﺗﺄﻣــﻞ ﮐـــﻪ ﺩﺭﻧﮕﯽ ﺑﮑﻨﯽ
ﺣﻤﻠﻪ ﻭﺭ شد همه جا ﻟﺸﮑﺮ ﭼﻨﮕﯿﺰ ﺭﺳﯿﺪ

پا به صحرا نگذارم که درین فرصت کم
ﻣــﻮﺳﻢ ﺑﯿﺪﻟﯽ ﻭ ﻣـــﻮﻋﺪ ﭘـــﺮﻫﯿﺰ ﺭﺳﯿﺪ

ﻻﻟﻪ دلخون شده است از اثر بارش سرد
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻓــﺎﺟﻌﻪ ﺍﺯ ﻓــﺼﻞ ﺑﻼﺧﯿﺰ ﺭﺳﯿﺪ

روز شادابی گل ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ
ﺑﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯﯼ گـــذرا ﺑـﻮﯼ ﺩﻻﻭﯾﺰ ﺭﺳﯿﺪ

شاید از درد و غم شکوه ی هر لحظه ی ما
ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺷﻤﺲ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﻄﻪ ﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺭﺳﯿﺪ

ناتوان ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻫﺎ
ﻟﻄﻒ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﻋﺴﻞ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻧﺎﭼﯿﺰ ﺭﺳﯿﺪ

 

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1392/07

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 89

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

اي ساده تربن واژه ي در هر مثل من...

**

اي ساده ترين واژه ي در هر مثل من
آهسته و پيوسته بيا در بغل من

هم ياد تو سرلوحه ي کار همه روزم
هم نام تو در دفتر شعر و غزل من

آخر چه بگويم که تو با نازِ نگاهت
آتش زده اي يک شبه در ماحصل من

وقتي چو چراغي تو بيايي به سراغم
پيدا نشود در دل شبها اجل من

شد فلسفه ي چشم و لبت باعث شعرم  
روزي که شدي وارد بحث و جدل من

اي بوي تو خوشتر ز گلاب و گل قمصر  
ديگر چو نسيمي بِگذر بر محل من

آهسته کبوتر بگشا  بال و پرت را
از ما تو سلامي برسان بر عسل من
 


علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/07

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 80

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آن روز که رفتي ز برم خنده ز لب رفت

**

آن روز که رفتي ز برم خنده ز لب رفت
بعد از تو دگر زندگي و  عشق و طرب رفت

در تاب و تبت بودم و گاهي نشمردم
بر ساعتم آن ثانيه هايي که عقب رفت

صبحي که بديدم سر نخلي ثمرت را
عمرم ز پي چيدن آن دانه رطب رفت

بازآ که سراپاي تو را بو کنم اي گل
آخر ز سر عاشقيم شرم و ادب رفت

روزي که به ژرفاي دلم جلوه نمودي
از خانه ي من ظلمت و تاريکي شب رفت

در وادي سرمازده ها منجمدم کن
ديگر ز تمام بدنم آتش تب رفت

بي خود شده بودم عسل از روي نيازم
بر دامن تو دست من از راه طلب رفت

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 58

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

سابقا تصويري از او در نگاه من نبود

**

سابقا تصويري از او در نگاه من نبود
جز غبار و جز سرابي در پگاه من نبود

ميوه ي لرزان او در من هوس افکنده بود
چيدن سيبي ز اندامش گناه من نبود

آن کمان ابرو که داردجلوه بر آيينه ها
گاهي از روي ترحم دادخواه من نبود

نازک اندامي که از من دل به آرامي ربود
سايه ي گيسوي او گاهي پناه من نبود

محو و سرگردان شدم در پاي آن ليلي صفت
سوي صحرا مي دويدم مهر و ماه من نبود

هر زماني پيش چشمم غنچه ي گل مي شکفت
گريه و افسوس و حسرت جز به آه من نبود

منحرف گشتم در عشقش از صراط مستقيم
در سرشتم رفتن از بي راهه راه من نبود

بي سبب بيرونم انداختي عسل از خانه ات
ديگري شايد خطا کرد اشتباه من نبود

 

 

علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 99

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


شهرها آذين شده اين روزها

**
شهرها آذين شــــــــده اين روزها
سايه ات سنگين شده اين روزها

جاي جاي خانــــــــه ام از بوي تو
جمله عطرآگين شده اين روزهـــا

آنکه بي انس تو الفت مي گرفت
کم کَمک خوشبين شده اين روزها

خوشه ي انگور تاکستـــــــــــان ما
چون لبت شيرين شده اين روزها

استکاني قهوه با غم مي خوريم
سهم ما هم اين شده اين روزها

آخر اي گل از هــــــــواي درقفس
بلبلي غمگين شده اين روزها

اي عسل بازآ که گندمزار عشق
جاي بلدرچين شده اين روزها.

 


علي قيصري. ..

http://asalpoem.blogfa.com/1392/06

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 76

صفحه قبل 1 صفحه بعد

ابزار هدایت به بالای صفحه