تبلیغات اینترنتیclose
اشعار،غزلیات علی قیصری -10
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

نگشتي لحظه اي با من تو مأنوس

**


نگشتي لحظه اي با من تو مأنوس
که شبهايم شود روشن چو فانوس

بدون روي تو در عمق شبها
شدم عمري دچار وهم و کابوس

هنوزم بي تو تنها مي نشينم
غروبِ جمعه را با آه و افسوس

چو آيي سوي من بشکن قفس را
که گاهي پر بگيرد مرغِ محبوس

مزّين مي کنم تختِ دلم را
خرامان کي بيايي هم چو طاوس؟

ببار اي خوش تر از باران که ديگر
کوير دل دهد گلهاي مأيوس

چه خوش باشد که گاهي پا گذاريم
من و تو بين جنگلهاي چالوس

چه مي شد اي عسل در دشتِ پر گل
مرا مهمان بفرمايي به يک بوس

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/02

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 144

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


با آنکه خيالت همه شب تنگِ بغل بود

 

**
با آنکه خيالت همه شب تنگِ بغل بود
عمرِ من و دل باز به دستان اجل بود

در کنگره ي عشق حکايت ز تو مي کرد
نقشي که در آيينه ي تاريخ ملل بود

در وادي غم ساده ترين مسئله هايم
پيچيده تر از گردنه ي کوه و کتل بود

دل را ز سراسيمگيَ م ساده بدادم
بر شمش طلايي که از آغاز بدل بود

اي يادِ همان لحظه که در کوچه و بازار
عشق من و تو باعث ايجاد مثل بود

در فلسفه‌ ي حسن تو اي شمع شب افروز
در معبد و در مدرسه ها بحث و جدل بود

دل در گرو چشم و لبت بود وگرنه
با لعبتي از اهل محل مسئله حل بود

در حوزه ي ماناي غزل لحظه به لحظه
شيريني اشعار من از نام عسل بود

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/02

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 176

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


مگر یادت نمی آید شبی که...

 

**
ﻣﮕﺮ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ..
ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﻣﻄﻠﺒﯽ ﮐﻪ ...

ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺭﺑﻮﺩﯼ
ﺯ ﺑﺮﻣﻮﺩﺍﯼ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻭ ﻟﺒﯽ ﮐﻪ ...

ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺱِ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ
ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﻣﮑﺘﺒﯽ ﮐﻪ ...

 تمامِ عمر من رفت و در عشقت
تنم می سوزد ﺍﯼ ﮔﻞ ﺩﺭ ﺗﺒﯽ ﮐﻪ ...

شتابان دیدمش در پیچ زلفت
ﺻﺒﺎ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺯﯾﻦ ﻣﺮﮐﺒﯽ ﮐﻪ ...

 چراغ آسمان خاموش و تاریک  
از اقبالم نباشدﮐﻮﮐﺒﯽ ﮐﻪ ...

ﺑﻪ فریادم ﺑﺮﺱ ﺍﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ     
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﺏ ﯾﺎﺭﺑﯽ ﮐﻪ ...
 
خداوندا چرا دادی عسل را
ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﮐﺎﻓﺮِ ﻻﻣﺬﻫﺒﯽ ﮐﻪ ...

 

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/02

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 201

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

گفته بودی در بهاران هم چو باران بارمت

**


ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﭼﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﻣَﺖ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﻭ ﭘﺎﯾﮑﻮﺑﯽ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭﺍ ﺩﺍﺭﻣَﺖ

ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﯼ ﺑﺮﮒِ ﮔﻞ ﺗُﺮﺩ ﻭ ﻟﻄﯿﻒ ﻭ ﻧﺎﺯﮐﯽ
ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﺑﻔﺸﺎﺭﻣَﺖ

ﺑﺎفه ی زلفت به دست بادهای وحشی است
ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺧﻮﺷﺒﻮﯼ ﻋﻄﺮﻡ ﭘﺲ ﮐﺠﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻣَﺖ

ﺑﺎ گذشت ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﮐﻒ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ
ﺁﺧﺮ ﺍﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﮐﯽ ﺑﺴﭙﺎﺭﻣَﺖ

ﻧﻘﺶ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺩﻟﻢ ﺯﺍﯾﻞ ﻧﺸﺪ
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻣَﺖ

ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﻝ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻝِ ﺁﺭﺯﻭ
ﺩﺭ ﺑﺪﺭ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ ﺁﯾﻢ ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﭘﻨﺪﺍﺭﻣَﺖ

ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺍﺯ ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ
ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺑﺨﺶِ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺸﻤﺎﺭﻣَﺖ

ﺑﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻋﺴﻞ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﺎﻓﺬﺕ
ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯿﺎﻥ ﺻﺤﻦ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭَﻣَﺖ

 

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/02

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 118

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

غزل مي ريزد از هر تار مويت

**


غزل مي ريزد از هر تار مويت
که من را مي کشد هر لحظه سويت

چو بگشايي حجاب از روي رخسار
جهان مي سوزد از خورشيد رويت

هنوز از روي شيدايي بمانده
هزاران بوسه در زير گلويت

نگارا بشکنم دستِ صبا را
اگر بازي کند با آبرويت

نشاني ده به من اي گل که ديگر
تلف گرديده ام در جستجويت

تو اي بلبل ز عشقِ گل چنان کن
که ني شيون کند از هاي و هويت

چه مي شد اي عسل من هم بنوشم
زماني زان شراب در سبويت

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1393/01


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 104

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ديشب چو خوره عشق بيفتاد به جانم

 

**
ديشب چو خوره عشق بيفتاد به جانم
بايد که از امروز ببندم چمدانم

حس مي کنم اين جا چو پرستويِ غريبم 
يک لحظه نبايد که به شيراز بمانم 

آواره و ماتم زده و بي کس و تنها
چون مرغ دل افسرده در اردوي خزانم

پيوسته دلم با تپشش زمزمه دارد
ديوانه و عاشق شده اصلا به گمانم

يک بار تو را ديدم و شيداي تو گشتم
يک عمر گذشت و همه شب در هيجانم

در بين سکوتم تو سکوتي نکن اي عشق
دل پيش تو مي باشد و امّـا نگرانم

آن لحظه که نامت به هواي لبم آيد  
جاري بشود جوي عسل روي زبانم

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/01

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 106

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

يک عمر ميان من و تو فاصله مانده

**


يک عمر ميانِ من و تو فاصله مانده
بي کفشم و پائي که پر از آبله مانده

هر لحظه فرو ريزد و هر ثانيه لرزد
کوهي که ميانِ گسل و زلزله مانده

آتش فوران مي کند از هيزمِ بلوا
صد حادثه در سايه ي هر غائله مانده

از روز ازل يکسره دنبالِ تو بودم
از عشق تو عمري دل من يکدله مانده

از بس شده دلخون، به قفس نغمه ندارد
مرغي که پريشان شده بي حوصله مانده

ديگر نکنم شکوه ز دوري، ولي اي عشق
در بغض ِگلو ظرف پري از گله مانده

گفتي که عسل مشکل ما حّل شود امّا
ترسم ز جوابي که درين مسئله مانده

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/01

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 75

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

روزي که قناري بدهد از تو نشاني

**


روزي که قناري بدهد از تو نشاني
آزاد و رها مي شوم از دل نگراني

دلتنگم و در وادي غم خانه به دوشم
آواره ترينم مکن اي عشقِ نهاني

فرداست که با مضحکه در کوچه بگويند
مجنون متواري شده از بخش رواني

در راهِ پر از حادثه تاول زده پايم
خواهي تو دگر تا به کجايم بکشاني

شاکي نشود آينه از موي سپيدم
ديگر نبوَد در تن من شورِ جواني

آن لحظه که در خلوت من پا بگذاري
سيرم بنما ساعتي از بوسه پراني

گفتم که عسل راز دلم را به تو گويم
ترسم که همان لحظه بگردي عصباني

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1393/01

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 120

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آواره ي محکومي هر ثانيه غم خورده

**


آواره ي محکومي ، هر ثانيه غم خورده
در محکمه ي قاضي از صحنه قلم خورده

با کي بکند شکوه زندانيِ تبــــــعيدي؟
صد سيلي محکم تر از دستِ ستم خورده

آن لحظه که برگشتي بايد به تو مي گفتم
عادي نشود ديگر عشقي که بهم خورده

روزي که تو مي رفتي با آينه هم گفتم
در خانه نمي ماند، وقتي که قسم خورده

آخر به تو مي گويند غمگين شد و افسرده
در بستر تنهايي از دستِ تو سم خورده

اي مايه ي خوشبختي دست از سر من بردار
تغيير نمي يابد بختي که رقم خورده

گرديده عسل ويران ارگ دلم از بنيان
صد لرزه و پس لرزه بر گُرده ي بم خورده

 

علی قیصری
http://asalpoem.blogfa.com/1393/01 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 243

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


لاله...

**

فرشته اي به باغِ گل بي دل و عاشقم کند
لاله رخ است و راهي دشتِ شقايقم کند

گم شده لحظه هاي من در گذرِ ثانيه ها
رنگِ قشنگِ چشم او محوِ دقايقم کند

سبز و جوان مي شکفد اول روز فرودين
شادي و رقص ديگري در برِخالقم کند

دفترِ احساس مرا در پي هم ورق زند
تا که نگاه بهتري به وضعِ سابقم کند

من نه صباي عاشقم که رو کنم به هر گلي
روسري گل گلي اش بادِ موافقم کند

برق نگاهِ نافذش از همگان دل ببرد
من هم اگر دل ندهم خوارِ خلايقم کند

برکه ي پر ز خاليم در دلِ دشتِ برهوت
سرخي لبهاي عسل چشمه ي شايقم کند
 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1392/12

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -10, | بازديد : 105

صفحه قبل 1 صفحه بعد

ابزار هدایت به بالای صفحه