تبلیغات اینترنتیclose
اشعار،غزلیات علی قیصری -12
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من

**
لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من  
حرف هایی با تو دارم ای غزل بانوی من

ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫـﯽ ﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺵ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ  

لحظه ای گر با تو باشم بوی گل گیرد تنم   
کی خیالت را فرستی در شبی پهلوی من  

من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت
لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من

نوجوانی رفت و آثار کهنسالی بجاست  
شکوه ها دارد ز عمرم رعشه ی زانوی من  

دایما از عشق رویت روی دریا یک نفس  
 لحظه ها را می شکافد قایق و پاروی من

ای عسل با عشق و یکرنگی در آغوشم بیا  
تا به دورت حلقه گردد هر دوتا بازوی من  

 

 

علی قیصری

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 262

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

تازگي ها وزن شعرم روي اسلوبي که نيست

**
تازگي ها وزن شعرم روي اسلوبي که نيست
واژه هايم گم شده در شعر مکتوبي که نيست

فارغ از انواع درد و لحظه هاي پر تنش
حاجتم افتاده بر ليوان مشروبي که نيست

از خدا خواهم همين فردا وزان گردد نسيم  
تا که بردارد حجاب از روي محجوبي که نيست 

برگ برگ دفترم يکباره پاييزي شده
در تمام فصل شعرم بيت مرغوبي که نيست  

ديگر از بانوي شعرم شکوه کمتر مي کنم
جان و دل را کرده ام تقديم آن خوبي که نيست  

يوسف مصري که عشق آشيان دارد هنوز  
مي فرستد پيرهن را سوي يعقوبي که نيست  

اي عسل از وضع فعلي پر توقع گشته ام  
انتظارم مي رود از وضع مطلوبي که نيست  

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1393/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 346

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

عشق آمد و در بين دو دلداده رقم خورد

**
عشق آمد و در بين دو دلداده رقم خورد  
افسوس که آن رابطه هم زود بهم خورد 

دردي که چنين مانده به دل چاره ندارد
عهدش بشکست آن که صميمانه قسم خورد  

آن لحظه که در دفتر مــــن پا بنهـــاده
با بودن او شعر و غزل غصه ي کم خورد

 آن قــــــدر زدم از غم دل بر در و ديوار  
تا نام مـــــن از دفتر معشوقه قلم خورد 

شايد اثر ضربه ي شلاق زمان بود 
آن لرزه و پس لرزه که بر گرده ي بم خورد   

در بحث و جدل فلسفه از چشم تو مي گفت  
سقراط ولي مست و پريشان شد و سم خورد  

در هم شکند نيمه ي شب اسکله ها را 
موجي که حريفانه به بازوي بلم خورد   

بي وقفه کنم شکوه عسل فصل خزان را  
تيري به دلم عاقبت از دست ستم خورد  


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 331

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

با نگاهی عاشقانه دلربایی کرد و رفت

 

**
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻟـــــﺮﺑﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ طلوع ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭفت

ﻗــﻠﺒﻢ ﺍﺯ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺣﺮﻓﺶ ﺩﺭ ﺗﭙﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ بود 
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ژرفای ﺩﻝ ﺭﺍ ﻧﺎﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ 

ناله ام دیگر ندارد در دل سنگش اثر  
در کمال سادگی بی اعتنایی کرد و رفت  

آخر آن مـــه روی زیبا غرق نورم کرده بود  
لحظه ای بر دیدگانم روشنایی کرد و رفت  

دیده را تا کی بدوزم زیر سقف آسمان  
در غروب بی کسی ها بی وفایی کرد و رفت  

شب هجوم آورده بر من بارها با رفتنش  
لشکر غم را به سویم رهنمایی کرد و رفت 

تار و پود هستی ام در رنگ تنهایی نشست  
بیدلی را در سرشت من نهایی کرد و رفت 

از منِ شیدا عسل روز ازل دل برده بود
امشبم تنها رها در بینوایی کرد و رفت  

 

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 294

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


اي کاش چو پرونده ي مفقود نبودم

**
اي کاش چو پرونده ي مفقود نبودم 
در دايره ها بسته و مسدود نبودم  

عمري دل افسرده ي من منبع غم بود  
آنکس که به يک لحظه بياسود نبودم 

روزي که جوان بودم و دل در هيجان بود  
دور از شرر آتش بي دود نبودم  

چون رود زلالي که شود جاري و ساري  
در دشت و دمن آب گل آلود نبودم  

افسوس که او با من دلداده نسازد 
من قابل آن کعبه ي مقصود نبودم  

گفتم که ز باغش بکنم سيب درشتي  
آخر خبر از آنچه که فرمود نبودم  

آري هيجانات اميدم رود از دست  
گر منتظر لحظه ي موعود نبودم  

دل دائما از عشق عسل پر ز هوس بود  
 آن روز که در  ميکده محدود نبودم 

 

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 239

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یک شعر روان با قلم بیک نوشتی

**

ﯾﮏ ﺷﻌﺮ ﺭﻭﺍﻥ ﺑﺎ ﻗﻠــــﻢ ﺑﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ
ﺑﻪ ﺑﻪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻏﺰﻟﯽ ﺷﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻋﻤﺪﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﺩﺭ ﺷﺐِ ﺗﺎﺭﯾـــــﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﺮ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﺑﺎ ﺧـــﻮﻥ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺎﮊﯾﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻟﺒﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑــﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﺑﻮﺩ
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳــﺮﺧﯽ ﻣﺎﺗﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺩﺭ ﭘﺴﺖ ﻣﺪﺭﻧﯿﺘﻪ ﻣﮕﺮ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ
ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻠــــــﻢ ﺭﺑﺎﺗﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﺑﺮﺩﯼ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﺬﻫﺐ ﻣﻦ ﺭﺍ
ﺁﺧــــــﺮ ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻻﺋﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﮐﻨﺪ ﻋﺸﻮﻩ ﺑﺴﯽ ﭘﺎﯼ ﭘﯿﺎﻧﻮ
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩﺍﺵ ﺍﺯ ﺣﺲ ﺭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﻧــﻮﺷﺘﯽ

ﻣٌﻬﺮﯼ ﺯ ﺳﺮ ﻣﻬﺮ ﺯﺩﯼ ﺑــــﺮ ﺩﺭِ ﭘﺎﮐﺖ
ﺩﺭ ﻧﺎﻣــﻪ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

ﮔﻔﺘﻢ ﻧﺸﻮﺩ ﻏﻨﭽﻪ ﯼ ﮔﻞ ﺩﺭ ﺑﺮﺕ ﻋﺮﯾﺎﻥ
ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻋﺴﻞ ﺷﻌــﺮ ﺍﺭﻭﺗﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﯽ

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 312

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

خوشحالم آز آن لحظه که در پيش تو باشم

**


خوشحالم از آن لحظه که در پيش تو باشم  
اي کاش نگارا که شبي خويش تو باشم  

بگذار که در مکتب معشوقه پرستي
ديوانه ترين واله ي دل ريش تو باشم  

خوب است که در وادي غمها بپسندي 
تن پاره و زخمي شده از نيش تو باشم  

کارم سر بازار وفا دربدري بود  
در کوچه ي عرفانم و درويش تو باشم  

در هر سه جهت راه مرا بسته اي اي عشق  
هم ماتم و هم پاتم و هم کيش تو باشم  

اي حضرت جانانه نه يک روز و دو روز است  
عمري ست که همواره هم انديش تو باشم  

هر لحظه زواياي وجودم شود آتش  
روزي که عسل باعث تشويش تو باشم 

 


 علي قيصري

 http://asalpoem.blogfa.com/1393/06

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 325

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

اي گل تو ز من دوري و ديدن نتوانم

**
اي گل تو ز من دوري و ديدن نتوانم  
گلبوسه اي از روي تو چيدن نتوانم  

گنجشک دلم در پي انگور و تمشک است  
لبهاي تو سرخ است و مکيدن نتوانم  

بايد به عصا تکيه کنم تا که به ايستم  
دستي سرِ زلف تو کشيدن نتوانم

چون باد گريزانم و در پوست نگنجم  
در دايره ي بسته وزيدن نتوانم 

اي عشق تو در عمق دلم ضامن احساس 
 ديگر نفسي از تو بُريدن نتوانم  

در چشم قشنگ تو نگاهي نگذارند
طنازي و من ناز خريدن نتوانم  

بيچاره ترينم عسل از دست حوادث  
بي بالم و يک لحظه پريدن نتوانم  

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/05

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 263

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

خم ابروي تو زيباست خدا مي داند

**

خم ابروي تو زيباست خدا مي داند  
چشم من محو تماشاست خدا مي داند  

مي کنم عاقبت از گوشه ي چشم تو سقوط
خطر سانحه بالاست خدا مي داند  

متلاشي تر از آنم که شوم همچو حباب  
وحشت از وسعت درياست خدا مي داند  

گفته بودي که به ديدار تو آيم شب تار 
ديدن روي تو روياست خدا مي داند  

آن که در بي خبري ساده گرفتار تو شد  
عاشقي بي کس و تنهاست خدا مي داند  

تپش قلب من و زمزمه هاي تو  يکي ست   
اين هم از راز معماست خدا مي داند  

نتواني که نتابي به من از فاصله ها  
جلوه ي روي تو پيداست خدا مي داند  

شمع رويت به پر نازکم آتش زده است
عيب پروانه ز پرواست خدا مي داند  

اي عسل پر بکن از مهر و وفا فاصله را   
عشق ما ورد زبانهاست خدا مي داند

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/05

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 245

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


تنم تبدار و رنگم زرد باشد

**
تنم تبدار و رنگم زرد باشد  
دلم جاي هزاران درد باشد  

غروب جمعه ها وقتي غريبي  
هواي بي کسي ها سرد باشد  

چه دانستم که در ذهن خيابان   
تردد روزهاي فرد باشد  

بنازم روزگارم را، ...که نامرد  
به هر عهدي که بندد مرد باشد  

همان بهتر که در حسرت بميرد  
هرانکس نزد عشقش طرد باشد 

به شب کوري دچار آيد شديدأ
اگر پروانه اي شبگرد باشد   

خداوندا عسل با لحظه هايش 
بدور از تندباد و گرد باشد

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/05

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 294

صفحه قبل 1 صفحه بعد

ابزار هدایت به بالای صفحه