تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

سازم بشکست آخر از آهنگ صدايت.

**

سازم بشکست آخر از آهنگ صدايت
اي دوست کجايي که دلم کرده هوايت

ديگر تو چرا وا نکني پنجره ها را
کز راه هوا بوي گل آيد ز سرايت 

از کوچه ي ما همچو نسيمي گذري کن  
مي ميرم اگر کم بشود مهر و فايت  

چنگم شود آشفته سه تارم بنوازد
وقتي بسرايم غزلي تازه برايت

بي تابم و يک لحظه اي آرام ندارم
بازآ که بياويزم از آن زلف رهايت

حيران شدم اي گل که چرا قدر نداني
با اين همه حسني که چنين داده خدايت

روزي که عسل گوشه ي چشمي بنمايي
برخيزم و يکباره کنم جان به فدايت

 

علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -9, | بازديد : 115

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

مي شود از بي قراري بالها را باز کرد

**


مي شود از بي قراري بالها را باز کرد
چون کبوترهاي جَلدي تا خدا پرواز کرد

مي توان مثل قناري لحظه هايي در قفس 
بارها آهنگي از جنس رهايي ساز کرد

مي توان تنهاي تنها با پيام از راه دور
گوشه اي از درد دل را با کسي ابراز کرد

بلبل شاد خوش آوا روز و شب از عشق گل
بر درخت پر شکوفه بارها آواز کرد

آنقدر ديوانگي کردم که در شطرنج عشق
کيش و ماتم با نگاه و با رخ و سرباز کرد

دختري درّدانه از بس رقص زيبا مي نمود
شاعر شعر و غزل را راهي شيراز کرد

اي عسل بازآ که ديشب تا سحر باد صبا
روي گلها را به شادي با نوازش ناز کرد

 


علي قيصري...
 http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 71

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


راه ما رو به سراب است بيا برگرديم

**


راه ما رو به سراب است بيا برگرديم
قصد ما چشمه ي آب است بيا برگرديم

در بيابان بلا سرعت طوفان همه شب
غالبا رو به شتاب است بيا برگرديم

کفشها تنگ و دلم تنگ و هوا پر ز غبار
جاده ناصاف و خراب است بيا برگرديم

کسي از وادي غم جان به سلامت نَبَرد
وعده ي دار و طناب است بيا برگرديم

کرکسان تشنه ي خونند و شقايق نگران
چشم نرگس  پرِ خواب است بيا برگرديم

فصل بربط زدن و چيدن انگور گذشت
شيونِ جام شراب است بيا برگرديم

هم چنان دل نگران مي شوم از اين خطرات
قلب من در تب و تاب است بيا برگرديم

اي عسل شهر قرق گشته پر از رنگ و رياست
چهره ها زير نقاب است بيا برگرديم

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 75

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

يکي بي کينه از من دل گرفته...

**

يکي بي کينه از من دل گرفته
که در ژرفاي جان منزل گرفته

نمي دانم که ديگر کي رسد دست
بر آن زلفش که بوي هِل گرفته

خداوندا ببينم نيمه ي شب
که دنيا را مه کامل گرفته

مکن گاهي نگاهي بر دو چشمش
که هوش از غافل و عاقل گرفته

نگون سازد به آني صخره ها را
چنان موجي که در ساحل گرفته

خيالش مي کشد بر روي دارم
مگر در کوچه ها قاتل گرفته؟

اگر بيني که زار و ناتوانم
دو پايم را به سختي گِل گرفته

زند طعنه عسل بر روزگارم
چرا بر من چنين مشکل گرفته

 


علي قيصري...
 http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 106

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

امشب شده اي ساقي ميخانه مگر نه؟

**

امشب شده اي ساقي ميخانه مگر نه؟
مستم بکني با دو سه پيمانه مگر نه؟

ديگر ز فروغ رخت اي اختر تابان
روشن بشود خانه و کاشانه مگر نه؟

روزي که در آيي ز صدف اي دّر غلطان
زيباتري از گوهر دّردانه مگر نه؟

با چشمک و با دلبري و عشوه و لبخند
دل مي بري از عاقل و ديوانه مگر نه؟

بلبل متحير شده از ديدنت اي گل
پيوسته کند نغمه ي مستانه مگر نه؟

اجزاء من از لرزه و پس لرزه بلرزد
چون زلزله اي بر دل ويرانه مگر نه؟

چون آه کشنده به دل و سينه بماند
سوداي تو بر عارف و فرزانه مگر نه؟

مشهور جهاني عسل از شب شکني ها
آتش بزني بر پر پروانه مگر نه؟

 


علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 113

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

همشهري. ..

**

تو بيا نيمه شبي در بر ما هم شهري
تا معطر شوم از لطف شما هم شهري

گر نيايي لحظاتي تو به ويرانه ي من
من به ديدار تو آيم به خدا هم شهري

از افق جلوه بفرما به دو چشم تر من
تا بگيرم ز نگاه تو شفا هم شهري

روز نابودي و ويران شدن و مرگ من است
آن زماني که شوم از تو جدا هم شهري

منم آن گمشده ي ساکن دشت برهوت
وآن لبان تو شده آب بقا هم شهري

به گمانم که عسل بوي خدا را شنود
آن که بويد به شبي زلف تو را هم شهري

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 66

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


از کنار من برفت

**

از کنارِ من برفت اما صدايش جا بماند
بر دلم از دوريش انبوهي از غمها بماند

با وداعش زندگي را بر سرم پيچيد و رفت
روزگارم شد تباه و آهِ سرتا پا بماند

روزها از بيدلي دلخون شدم در انتظار
عاقبت روزم به مانندِ شب يلدا بماند

آرزوهاي بزرگم کي بگردد مستجاب؟
دست هايم نيمه شب ها تا سحر بالا بماند

سالها رفت و ز عشقش در کنار پنجره
همچنان در دست گلدان غنچه اي زيبا بماند

ديگر از کِلْکَش نديدم پي نوشتي بر غزل
بي وجود او به دفتر شعرِ ناخوانا بماند

تيره گون شد آسمانم در نبودت اي عسل
زندگي ديگر ندارد هر دلي تنها بماند


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 109

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

بي وفا...

 

لحظه اي طَرْفي نبستي با وفا ، اي بي وفا
بي دلي را کرده اي از خود جدا اي بي وفا

گر به جنبش در بيايد بيستون از بانگ من
از تو گاهي در نمي آيد صدا اي بي وفا

لحظه لحظه در برم حرف از جدايي مي زدي
از همان روزي که گشتي آشنا اي بي وفا

هر زمان سويت فرستادم گلي يا نامه اي
پاسخت شد در جوابم ناسزا اي بي وفا

"گفتگو آيين درويشي به هر صورت نبود"
"ورنه دارم با تو صدها ماجرا اي بي وفا"

آن قدر بيچاره ام کردي که ديگر هم چو باد
مي گريزم هر شب از دست شما اي بي وفا

شک ندارم روزگاري مي کني سهوا گذر
بر من گم گشته در دشت بلا اي بي وفا

مي چکد امشب عسل خون از نگاه شعر من
چون تو ديگر گشته اي بي اعتنا اي بي وفا

 


علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 98

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

بايد ، که نيست

**

نيمه شبها ساقي و پيمانه اي بايد ، که نيست
جاي امني گوشه ي ميخانه اي بايد ، که نيست

همسفر با من نميگردد کسي در راه عشق
وقت رفتن هم دلِ ديوانه اي بايد ، که نيست

شمع سرکش رخ برافروزد به سرتا پاي شب
گرد رويش گردش پروانه اي بايد ، که نيست

گوهري گم کرده دارم در ميان دانه ها
در ميان دانه ها درّدانه اي بايد ،که نيست

جاهل و ياغي نمي داند چه بر من مي رود
دردِ دل با عارف فرزانه اي بايد ، که نيست

 شکوه دارد پاي من از کوچه گردي هاي من
در کنار کوي جانان خانه اي بايد ، که نيست

عيش بلبل شد منغص بي حضور روي گل
بر درخت پر شکوفه لانه اي بايد، که نيست

تا به کي بايد بگردم غوطه ور در سيل اشک
از براي گريه کردن شانه اي بايد ، که نيست

مستحق تر از رقيبم در کنارت اي عسل
از لبانت سهم ما يارانه اي بايد ،که نيست

 


علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/09

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 58

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


بيمارم و به عشقت هر لحظه مبتلاتر

**

بيـــــــمارم و به عشقت هر لحظه مبتــلاتر
آرايه هــــاي چــــشمت زيبا و دلـــــــــرباتر

روزي کـــه رو نمودي بـــر سرزمين جــانــم
بر من جهان بگــــرديد يکــباره با صفـــــــاتر

اي گل دريچه اي را بگـــــشا ز باغ رويــــــت
کـــز دلـــــگشاي شيراز باغ تو دلگـــــشـاتر

دل را ر من ربودي آن شب که مي نمــــودي
امــــــواج گيسوان را بر شانه ها رهـــــــــاتر

در باغ و بوستانت ما را تــــــــو ره نــــــدادي
تا لحظه اي بگـــرديم با بويــــــــت آشنــــاتر

در پاي بيستونت ناليـــــــده ام به عــــــمري
در بين کوه و صخـــــره باشد صــدا رســــاتر

ساز شکسته ي من ديگـــــر صــــدا نـــدارد
چنگ خميده قامت خاموش و بـي نـــــــــواتر

در بيـــــــکران عشقت آخــــــر عسل  بميرم
خونم به پايت اي جان گـــــرديده بي بهــــاتر

 


علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 77

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


سالها رفت و نگفتي که چرا غمگيني...

 

**

سالــــــــها رفـت و نگـــفتي که چرا غمگــــيني
کس نداند گــل حسرت ز کــــــجا مي چينـــي

طــــلب عيش ز شــــــادي کن و غفلت منــــما
که شــــــبي ورطه ي غــــم را نَــــبوَد تضميني

مگـــــر ايــــدل تو نديدي که به دروازه ي عشق
تيغــــــه ي تيشه کــــــج آمد ز غـــــم شيريني

چشم من رو به تو مي باشد و دستم به دعــا
آرزو مي کــــــنم از دل که به غـــــــم ننشيني

چون کبــــــوتر ز حوادث شده اي بي پر و بـــال
جوجــــه ي عشق تو را بــــرده مگـــر شاهيني

بايــــــد از عمق دلت درد و مـــــــــرارت بکشي
تا بــــــــرويد به چمن غنچــــــه گل نسرينـــــي

اي عسل"قافله ي عـــــــمر عجـــب مي گذرد"
کـــــمرم خــــم شده از ضـــــــايعه ي سنگيني

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -8, | بازديد : 110

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آمده ام ز بیکران تا به دل تو راه کنم...

**

 

آمده ام ز بیکران تا به دل تــــــو راه کنم
لحظه به لحظه را شبی در بغلت گناه کنم

لب بگــذارم ز هوس روی لــبت نفس نفس
نامــــــه ی اعمال تو را با عملم سیاه کنم

بسکه تلنگر زده ام شیشه ی بر پنجـــره را
به پرده زنبق زده ای تا که من اشتباه کنم

آینه را کــدر کند جلـوه ی لبخند ژکـــــوند
نقش رخ آینــــه را با رخ تو چو مــاه کنــم

یا که درین حال و هوا پا بنه بر مصر وجود
یا بِگذار به جای تو خانه به عمق چاه کـــنم

لحظه به لحظه ای عسل از دل و جانم آرزوست
آخرتم را به شبی به عشق تو تباه کنم

 


علی قیصری....

http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 92

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


با آنکه شکر عامل بيماري قند است

**

با آنکه شکر عامل بيماري قند است
در باغ لبت ساغري از بوسه به چند است

در منـظره ها روي تو اي برگ شقـايق
همواره به زيبايي گلــهاي هلند است

محصـــول مــزارع ز کــنارت همه خشکيد
گويا که دل سد کرج پيش تو بنـــد است

حاضر نشوي غنچه اي از باغ تو چينــــم
زيبايي تو سهم درختان بلنــــد است

از شهر و وطن دل کنم و ســـوي تو آيم
دانم که لبت مرهم دلـــــهاي نژند است

در کوچه نشينند و بگويند که بهـــــرام
دل داده و در بند غزالي به کــــمند است

نازم که جوانان همه از سيب تو گــويند
از بس هوس آلوده و مردانه پسند است

خواهـــم ز خـــدا تا تنت آسيب نبيند
دور از تو بـگردد همه جا هر چه گزند است

شايد که عــسل لحظه به لحظه نشنيدي
فـــــرياد مرا در دل شبها که بلـــند است

 

 

علي قيصري...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


پيش از آني که نشينم نفسي در برشان.......

**

پيش از آني که. نشينم نفسي در برشان
سبدي غنچه بچيـــدم چو گل منظرشان

تا بداند که ز سرشاري و مستي شده ام
عاشق چشم و لب و زلف پر از عنبرشان

به گمانم که دگر پنجره اي وا نشود  
که به يک لحظه ببينم تن مه پيکرشان

حرف ناگفته به دل دارم و راهم ندهند
که بگويم همه را يک شبه در محضرشان

يارب از روي تدّبر تو دري را بگشــــا
تا که مستم کند از باده ي در ساغرشان

گلي از باغ بهشت است و گمانم که خدا
کرده با دست خودش از همه زيباترشان

ترسم آخر همه را مست و هوايي بکند
بوي زلف عسل و روسري بر سرشان

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

حرف ها دارم و از حرف شما مي ترسم...

**

حرف ها دارم و از حرف شما مي ترسم
سر هر بحث و کلامي به خدا مي ترسم

لحظه ها گشته فنا در جهت عقربه ها
روزها از گذر ثانيه ها مي ترسم  

نتوانم که شبي بگذرم از کوچه ي تو  
آخر از طعنه ي هر بي سر و پا مي ترسم
 
سر شب دلهره اي دارم از آواي سکوت
که چو پروانه از آهنگ صدا مي ترسم

گفته بودم تک و تنها نروي سوي خزر
آخر از موج خروشان و شنا مي ترسم

ترسم اي گل که نسيمي ببرد روسري ات
بارها گفته ام از باد صبا مي ترسم

اي عسل بهر خدا چاره ي دردم بنما
که من از دکتر و انواع دوا مي ترسم

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 104

ابزار هدایت به بالای صفحه