تبلیغات اینترنتیclose
در اين شبِ بي انتها آرامِ جانم آرزوست ( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


در اين شب بي انتها آرام جانم آرزوست

**


در اين شبِ بي انتها آرامِ جانم آرزوست
آن مه رخِ شيرين لبِ ابرو کمانم آرزوست

در باغ گلها سر زده چندين رخ اندر حجاب
آن غنچه ي خوش صورتِ بي باغبانم آرزوست

بستان و باغِ شهر ما جاي هزاران گل بوَد
بين هزاران غنچه گل آن پرنيانم آرزوست

کلک خيالم پر شده از جوهر معناي دل
صدها غزل از عشق او در داستانم آرزوست

محفل نشيني خوش بود با ساحر صاحب قلم
خلوت گزيدن تا سحر با عارفانم آرزوست

عمرم به شبها شد تلف در نينواي چنگ و دف
آهنگ شعر خوشتري در هر بيانم آرزوست

از شيخ شهر و قاضي و زهد و ريا گشتم ملول
دوران جمشيد جم و عهد کيانم آرزوست

 در گردش کون و مکان کشفم نشد اسرار غيب
سير و سلوکي بهر دل در لامکانم آرزوست

ساقي ز من دل مي برد از باده ي در
جام شراب بيغشي از دلستانم آرزوست

آيد غزالي خوش عذار گاهي به سوي لاله زار
بهر شکارش در کمين تير و کمانم آرزوست

آب و هواي گچگران لطفي ندارد بي عسل
بوي نسيمي در سحر از ملک جانم ارزوست

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/09

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 128

ابزار هدایت به بالای صفحه