تبلیغات اینترنتیclose
ديدي آخر تو شبي محرم رازم نشدي( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ديدي آخر به شبي محرم رازم نشدي

**


ديدي آخر تو شبي محرم رازم نشدي
خبر از درد من و سوز و گدازم نشدي

سالها با دلِ پر غم سرِ شب تا به سحر
ضربه بر دف زدم و نغمه ي سازم نشدي

قبله گاه دلِ من مرکز ابروي تو بود
جلوه ي معجزه در حين نمازم نشدي

رخ گرفتي ز من و رو بنمودي به صبا
آخر اي شاخه ي گل غنچه ي نازم نشدي

چو گياهي بفسردم به زمين برهوت
ابرِ بارانيِ صحرايِ نيازم نشدي

هر چه از راز درون گفتم و از دردِ هوس
مرهمي روي دل وسوسه بازم نشدي

ديده بودي تو عسل بي کس و تنها شده ام
لحظه اي مونس شبهاي درازم نشدي

 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 52

ابزار هدایت به بالای صفحه