تبلیغات اینترنتیclose
همواره اگر در بر من ساغر و مي بود( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

همواره اگر در بر من ساغر و مي بود
**

 
همواره اگر در بر من ساغر و  مي  بود
اين راه نپيموده شبي يکسره طي بود

روزي که درختم بشکست از در سازش
بر روي تنم آتشي از سوزش دي بود

بر کش ز گلويت غم دل را که به شيون
در سوگ سياوش همه شب ناله ي ني بود

باور مکن از زاهد سالوس ستمگر
کاين بار مذلت همه از جانب وي بود

ايمن نبود کاخ شه از باد حوادث
وآن تاج زمرد که ضمانش سر کي بود

گفتم به صبا نافه ي خوش را ز که داري
گفتا که گلي در ره ما غرقه ي خوي بود 

در خلوت صوفي سحر از جلوه ي ساقي
بر جام تجلي ز ازل جرعه ي مي بود

از روز ازل گفتم و گويم که در اين راز
اکسير غم عشق عسل در رگ و پي بود
 


علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/10

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -2, | بازديد : 77

ابزار هدایت به بالای صفحه