تبلیغات اینترنتیclose
از دوريَ ت اي دل رمقي در بدنم نيست( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


از دوريَ ت ايدل رمقي در بدنم نيست

**

از دوريَ ت اي دل رمقي در بدنم نيست
مي ميرم و جز ياد تو در جان و تنم نيست

گر پاره کني جامه ي جان را ز گريبان
جز نافه ي خوشبوي تو در پيرهنم نيست

بازآ که تنم زير لحد خاک سيه گشت
جسمم همه پوسيد و نخي از کفنم نيست

حيرانيم از شعشه ي جلوه ي ذات است
بر روي افق آن مه پرتو فکنم نيست

گفتي که به مفتاح دعا رخ بگشايم
از برق وجودت خبر از خويشتنم نيست

با حکم قضا جان قلم را بگرفتند
فرياد به دل هست و زبان سخنم نيست

ديروز ستم کرد و لبم را ز نخي دوخت
امروز بجز سرب و گلوله به تنم نيست

 آلاله و نسرين و سمن گشته سيه پوش
بر روي سرم سايه ي سرو چمنم نيست

اي باد صبا مشک و عبير از عسل آور
هر نافه به خوشبويي زلف سمنم نيست

 

 

علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/11

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -3 , | بازديد : 47

ابزار هدایت به بالای صفحه