تبلیغات اینترنتیclose
بويي از باغ گل آيد روي بالينم هنوز ( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


بويي از باغ گل آيد روي بالينم هنوز

**

بويي از باغ گل آيد روي بالينم هنوز
در تب و تاب از نسيم زلف مشکينم هنوز

نيمه ي شب محو روي ماه رويايي شدم
منقلب از ديدن آن خواب دوشينم هنوز

از ازل بگشوده بودم ديده بر ناديده ها
در کمينگه خوشه چين چشم پروينم هنوز

بي سرو سامانيم را در جواني کس نداشت
چون کبوترخسته در چنگال شاهينم هنوز

برملا کردم غمم را بر طبيبان اي حکيم
در نيايد خار غم از چشم خونينم هنوز

ايدل از چرخ حوادث ديگران رفتند و من
دانه ي بشکسته دل بر سنگ زيرينم هنوز

من به محراب دو ابروي تو  بودم معتکف
زاهد منبر نشين گويد که بي دينم هنوز

باغبان زد آتشي در گلشن انديشه ها
پيرهن از خون گلها رنگ و رنگينم هنوز

داغ سرو سرنگون زايل نگشت از خاطرم
چشم و ديده خون ببارد روي آستينم هنوز

خسته از ماتم سراي همچو زندانم عسل
زير اين سقف کبود اي دل چه غمگينم هنوز

 

 
علي قيصري
http://asalpoem.blogfa.com/1391/11
 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -3 , | بازديد : 77

ابزار هدایت به بالای صفحه