تبلیغات اینترنتیclose
لحظه اي ازغمم آزاد نکردي، کردي؟ ( علی قیصری ) ...
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

لحظه اي از غمم آزاد نکردي، کردي؟

**
لحظه اي ازغمم آزاد نکردي، کردي؟
دل غمگين مرا شاد نکردي، کردي؟

رفتم از ياد و به ذهنت متبادر نشدم
ديگر از خاطره ها ياد نکردي، کردي؟

کمرم از ستم قاضي دوران بشکست
اندکي شکوه ز بيداد نکردي، کردي؟

بيدِ هر باد وزان بودي و گاهي حرکت
بر خلافِ جهتِ باد نکردي، کردي؟

لاله دلخون شده بود از وزش باد خزان
فتنه را ديدي و فرياد نکردي، کردي؟

بذر ايکاش نشاندي به گِل من گُل من
سبزم از ريشه و بنياد نکردي، کردي ؟

نکشيدي تو عسل سر به سراي دل من
خانه را جز به غم آباد نکردي، کردي؟


علي قيصري
 http://asalpoem.blogfa.com/1391/12
 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -3 , | بازديد : 45

ابزار هدایت به بالای صفحه