تبلیغات اینترنتیclose
آخر از چشم سيه اعجاز مي کردي که چه ؟ ( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

آخر از چشم سيه اعجاز مي کردي که چه


** 
 
آخر از چشم سيه اعجاز مي کردي که چه ؟
عشوه را حين سخن آغاز مي کردي که چه ؟

حلقه مي کردم چو دستم را به دور گردنت
در ميان بازوانم ناز مي کردي که چه ؟

آن سحرگاهي که گل دل مي ربايد از نسيم
دکمه هاي پيرهن را باز مي کردي که چه ؟

رخ نمايان کرده بودي اي شه شطرنج عشق
کيش و ماتم بي رخ و سرباز مي کردي که چه ؟

هم چو شاهيني به دنبال تو بودم سالها
در خيال خاطرم پرواز مي کردي که چه ؟

بعد ازين راز دلم را پيش کس افشا مکن
در غزلها اين چنين ايجاز مي کردي که چه ؟

منتظر بودم برآيي از شمال زاگرس
جلوه ها در مشرق شيراز ميکردي که چه ؟

لطفها کردي به من اي مه رخِ نازک بدن
خنده ها چون غنچه ي طناز مي کردي که چه ؟

اي عسل دوش از هوس خوشتر در آغوش آمدي
آن همه احساس را ابراز مي کردي که چه ؟

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1391/12

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -3 , | بازديد : 218

ابزار هدایت به بالای صفحه