تبلیغات اینترنتیclose
منتظر بودم بيايي سوي دامم اي عزيز( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

منتظر بودم بيايي سوي دامم اي عزيز
 

** 
منتظر بودم بيايي سوي دامم اي عزيز
تا بگردي در بغل آهوي رامم اي عزيز

رو به روي ديدگانم جوخه ي آتش به پاست
بوي غم دارد فضاي صبح و شامم اي عزيز

خاک دنيا را قيامت جمله بر سر مي کنم
گر نگيري از رقيبان انتقامم اي عزيز

گفته بودي در غزل گاهي ز من نامي مبر
شاه بيت شعرهايم را چه نامم اي عزيز
 
تازه فهميدم که از مهر تو عاشق گشته ام
بي تو چون مصراع شعري ناتمامم اي عزيز

باده ي شوقم ز شيدايي بلا گردان شود
زهر اگر آغشته بنمايي به جامم اي عزيز

خيره گرديدم به مستي بر لب و چشمان تو
تا بفرمايي جوابي بر سلامم اي عزيز

شاهدي کز درد عشقت دارم از کف مي روم
يا که درمانم بکن يا کن تمامم اي عزيز

گر نمي دادي به پيغامم جواب از روي مهر
واژه ها گم گشته بودند از کلامم اي عزيز

عاقبت از بيقراري در بدر دنبال تو
خاک عالم طي شود در زير گامم اي عزيز

اي عسل آب حياتم در لب شيرين توست
آرزو دارم بر آيد از تو کامم اي عزيز

 

 

علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1392/02

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -4 , | بازديد : 120

ابزار هدایت به بالای صفحه