تبلیغات اینترنتیclose
آن روز که رفتي ز برم خنده ز لب رفت( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آن روز که رفتي ز برم خنده ز لب رفت

**

آن روز که رفتي ز برم خنده ز لب رفت
بعد از تو دگر زندگي و  عشق و طرب رفت

در تاب و تبت بودم و گاهي نشمردم
بر ساعتم آن ثانيه هايي که عقب رفت

صبحي که بديدم سر نخلي ثمرت را
عمرم ز پي چيدن آن دانه رطب رفت

بازآ که سراپاي تو را بو کنم اي گل
آخر ز سر عاشقيم شرم و ادب رفت

روزي که به ژرفاي دلم جلوه نمودي
از خانه ي من ظلمت و تاريکي شب رفت

در وادي سرمازده ها منجمدم کن
ديگر ز تمام بدنم آتش تب رفت

بي خود شده بودم عسل از روي نيازم
بر دامن تو دست من از راه طلب رفت

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/07

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 58

ابزار هدایت به بالای صفحه