تبلیغات اینترنتیclose
پيش از آني که. نشينم نفسي در برشان( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


پيش از آني که نشينم نفسي در برشان.......

**

پيش از آني که. نشينم نفسي در برشان
سبدي غنچه بچيـــدم چو گل منظرشان

تا بداند که ز سرشاري و مستي شده ام
عاشق چشم و لب و زلف پر از عنبرشان

به گمانم که دگر پنجره اي وا نشود  
که به يک لحظه ببينم تن مه پيکرشان

حرف ناگفته به دل دارم و راهم ندهند
که بگويم همه را يک شبه در محضرشان

يارب از روي تدّبر تو دري را بگشــــا
تا که مستم کند از باده ي در ساغرشان

گلي از باغ بهشت است و گمانم که خدا
کرده با دست خودش از همه زيباترشان

ترسم آخر همه را مست و هوايي بکند
بوي زلف عسل و روسري بر سرشان

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -7 , | بازديد : 87

ابزار هدایت به بالای صفحه