تبلیغات اینترنتیclose
در حنجره اي ناله و فرياد نمانده ( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


در حنجره اي ناله و فرياد نمانده

**
در حنجره اي ناله و فرياد نمانده
ديگر نفسي شکوه ز بيداد نمانده

چادر زده اردوي خزان در پسِ باغم
در دشت و دمن شاخه گلي شاد نمانده

در شهر فلاکت زده و بي در و پيکر
غير از دغل و جاني و شياد نمانده 

روزي که حصار از اثر زلزله افتاد
برگي به تن شاخه ي شمشاد نمانده

بلبل ز سر نغمه گري در قفس افتاد
صد سينه سخن دارد و آزاد نمانده

خون مي چکد اينجا عسل از بال کبوتر
مرغي دگر از حيله ي صياد نمانده

ترسم که مرا بيني و آهسته بگويي
از نام تو هم خاطره اي ياد نمانده

 


علي قيصري...
http://asalpoem.blogfa.com/1392/10

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -9, | بازديد : 115

ابزار هدایت به بالای صفحه