تبلیغات اینترنتیclose
منّت کشم از دوست و بر ما نگذارد( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


دوست

**

منّت کشم از دوست و بر ما نگذارد
در کلبه ی ما نیمه شبی پا نگذارد

در خیل خیالاتم و شب از غم عشقش
خوابی به دو چشم آید و رویا نگذارد

یا رب گذر ثانیه ها در دلش افتد
تا وعده ی امروز به فردا نگذارد

زندانی بی نامم و افتاده ام از درد
در پای حصاری که تماشا نگذارد

وقتی که صبا بوسه زند دامن گل را
رختی به تن غنچه ی زیبا نگذارد

ترسم که خزان آید و از دفتر شعرم
برگی ز غزل های مرا جا نگذارد

شرمنده شوم خواهش دل را بکنم فاش
صد سینه سخن دارم و لبها نگذارد

بنهاده خدا در دل من مهر ِعسل را
شوری ست که در هر دل ِ شیدا نگذارد

 


علی قیصری...

http://asalpoem.blogfa.com/1392/10

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -9, | بازديد : 108

ابزار هدایت به بالای صفحه