تبلیغات اینترنتیclose
گفتم فداي چشمت شهد رطب نداري؟( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

گفتم...

**
گفتم فداي چشمت شهد رطب نداري؟
گفتا مگر نگاهي بر روي لب نداري

گفتم ز روي احسان ما را تو بوسه اي ده
گفتا مرا رها کن شرم و ادب نداري

گفتم که کام دل را بايد که واستانم
گفتا برو که اصلا اصل و نسب نداري

گفتم چرا نبردي بويي ز مهرباني
گفتا مگر توگاهي خشم و غضب نداري

گفتم که وعده اي کن امشب تو را ببينم
گفتا مگر خبرها از گشت شب نداري

گفتم زعشقت اي گل شيداي عالمم کن
گفتا مگر تو دل را در تاب و تب نداري

گفتم به جاي بوسه بر کام من عسل ريز
گفتا برو حيا کن از ما طلب نداري

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1392/11

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -9, | بازديد : 118

ابزار هدایت به بالای صفحه