تبلیغات اینترنتیclose
اي گل تو ز من دوري و ديدن نتوانم ( علی قیصری )
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

اي گل تو ز من دوري و ديدن نتوانم

**
اي گل تو ز من دوري و ديدن نتوانم  
گلبوسه اي از روي تو چيدن نتوانم  

گنجشک دلم در پي انگور و تمشک است  
لبهاي تو سرخ است و مکيدن نتوانم  

بايد به عصا تکيه کنم تا که به ايستم  
دستي سرِ زلف تو کشيدن نتوانم

چون باد گريزانم و در پوست نگنجم  
در دايره ي بسته وزيدن نتوانم 

اي عشق تو در عمق دلم ضامن احساس 
 ديگر نفسي از تو بُريدن نتوانم  

در چشم قشنگ تو نگاهي نگذارند
طنازي و من ناز خريدن نتوانم  

بيچاره ترينم عسل از دست حوادث  
بي بالم و يک لحظه پريدن نتوانم  

 


علي قيصري

http://asalpoem.blogfa.com/1393/05

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری -12 , | بازديد : 256

ابزار هدایت به بالای صفحه