تبلیغات اینترنتیclose
گريه بکن اي قلم اشک تو درياي من ( علی قیصری ) ...
پیچک ( علی قیصری )
شعر و ادب پارسی

 

اي طعم لبت هم چو انار شب پاييز

 مستم بنما لحظه اي از ساغر لبريز



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

گريه بکن اي قلم اشک تو درياي من  
 

**

گريه بکن اي قلم اشک تو درياي من  
خود سخني را بگو با گل زيباي من  

دائماً از آه دل در گذر لحظه ها  
رو به خدا مي رود شيون شبهاي من  

گر تو نگاهي کني در بغل بيستون  
مانده به هر صخره اي ناله و اواي من  

شاهدي از بي توئي بي دل و بي طاقتم  
لحظه‌اي از من مبر اي همه دنياي من  

آمده ام از ابد يکسره دنبال تو  
پاره شده کفشم و پينه زده پاي من  

سر به جنون مي زنم در همه شب تا مگر 
بستر خوابم شود سينه ي ليلاي من  

در همه جا گفته ام اي دل و جان غير تو 
کس نگشايد گره از دل پُر واي من  

رفته اي از پيشم و بي تو دگر اي عسل  
گریه شود بعد از این خنده ی بیجای من

 

 

علی قیصری

http://asalpoem.blogfa.com/1393/08

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار،غزلیات علی قیصری - 13 , | بازديد : 332

ابزار هدایت به بالای صفحه